| بازگشت | نسخه چاپی |
بلوغ سازمانی مديريت پروژه و استانداردهای اندازه گيری آن
PMI در سال ١٩٩٨ امتياز استاندارد OPM3 را دريافت نمود تا "مدل بالندگي سازماني مديريت پروژه" را توسعه دهد. OPM3 طراحي شده است تا به سازمانها کمك کند از طريق نتايج پروژ ه هاي قابل پي شبيني، موفق و منسجم به رکهبردهاي خود دست يابند. این مدل مکمل رکهنمای PMBOK و " چارچوب توسعه شايستگ يهاي مديران پروژه " است که استانداردهاي مديريت پروژه را تبيين و ابزاري براي تمرين و توسعه توانمندیهاي مديران پروژه ارائه مي کند.
در مراحل پژوهش و انتخاب مدل بلوغ سازمانی OPM3، 27 مدل بلوغ ديگر نيز توسط PMI مورد بازبيني و تحليل قرار گرفته اند تا نكاتي که بايد به آنها توجه و موضوعاتی که در ساختار OPM3 بايد از آنها پرهيز شود، معرفي گردند. با استفاده از اين پژوهش تيم پروژه OPM3 الگوهاي برتر، توانمندیها، نتايج و شاخص هاي کليدي انداز ه گيري را توسعه داد که اجزاي اساسي مدل به حساب مي آيند. اندازه گيری بلوغ سازمانی در مدیریت پروژه از زمينه های پژوهشی بسيار فعال سالهای اخير بوده است که خوشبختانه نتایج این تحقيقات، رکه خود را در محيط های اجرایی پيدا نموده است و به صورت مجموعه استانداردها، مورد بهره برداری سازمانها در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است. امروزه پيمانکاران بين المللی با بهره گيری از استانداردها، سطح دانش مدیریت پروژه را در محيط خود ارزیابی نموده و نسبت به ارتقاء آن تلاش می نمایند. فرآیند ارزیابی پویا بوده و بصورت مستمر در سازمانها جاری می باشد. پيگيری مستمر ارتقاء دانش مدیریت پروژه باعث گردیده که این فرآیند در قالب برنامه های سازمانی قرار گرفته و به مانند مجموعه پروژه ها پيگيری شوند.از آنجایی که در کشور ایران سالهاست که استاندارد جهانی مدیریت پروژه PMBOK مطرح گردیده و در دانشگا هها، در رشته های مدیریت تدریس و شرکتهای مهندسی و ساخت نيز کمابيش با آن آشنایی دارند به استانداردهای اندازه گيری بلوغ سازمانی که با استاندارد فوق همخوانی داشته اند به شرح ذیل اشاره می شود.
استاندارد Capability Maturity Model) CMM) این استاندارد توسط دانشگاه کارنگی ملون در سال ١٩٩١ جهت اندازه گيری بلوغ سازمانی در استقرار استاندارد های PMBOK در اجرای یک پروژه تدوین گردیده است. این استاندارد تنها در مورد پروژه های طراحی و پياده سازی نرم افزارها مورد استفاده قرار می گيرد.
استاندارد People Capability Maturity Model) P-CMM) این استاندارد نيز در سال ١٩٩٣ با توسعة CMM به بقية حوزه های کاری تدوین گردید
استاندارد .Project Management Maturity Model) PMMM) این استاندارد محدوده های مجزایی برای مدیریت پروژه و الگوهای برتر تدوین می نماید.
استاندارد .Organizational Project Management Maturity Model) OPM) این استاندارد در سال ٢٠٠٣ توسط PMIکامل شده است. فرآیند تدوین این استاندارد نيز مانند استانداردهای PMBOK بسيار طولانی بوده و سطح وسيعی از پژوهشگران و کاربران مدیریت پروژه را در بر گرفته است.
از بين استانداردهای فوق فارغ از نکات مشترک، تنها استاندارد OPM3 است که دارای قابليت شناسایی توانمندیهایی است که در صورت استقرار در شرکتها، باعث ارتقاء سطح دانش مديريت پروژه در آنها می گردد
مشخصه های بارز استاندارد OPM3 که توسط PMI مطرح گردیده به شرح ذیل می باشند:
استاندارد OPM3 جهت اندازه گيری بلوغ سازمانی مدیریت پروژه طراحی شده است، نه چگونگی رعایت استاندارد PMBOK در یک پروژه.
استاندارد OPM3 توسط PMI و با رعایت استانداردهای PMBOK طراحی شده است.
استاندارد OPM3 قابليت آناليز مغایرت بين سطح فعلی دانش مدیریت پروژه در سازمان را با وضعيت ایده آل داراست
استاندارد OPM3 توانایی شناسایی قابليتهایی که یک سازمان GC جهت ارتقاء دانش مدیريت پروژه نياز دارد را داراست
استاندارد OPM3 توانایی شناسایی اقداماتی که باعث بهبود و ارتقاء دانش مدیریت پروژة سازمانی می شود را داراست
استاندارد OPM3 قابل استفاده در شرکتهای پيمانکاری و پيمانکاری عمومی می باشد
حال با توجه به نقاط ضعف و کاستی های موجود در نظام پيمانکاری این سوال مطرح است که برای رسيدن به اهداف چه باید کرد؟ با توجه به منابع موجود که در مقابل حجم پروژه های پيش بينی شده در برنامة چهارم توسعة کشور محدود نيز می باشند چه باید کرد؟ چگونه می توان بهره وری را در نظام پيمانکاری افزایش داد؟
با توجه به وضعيت فعلی انجام پروژه های ملی که غالباً در محدودة زمان و هزینة مو رد نظر به سرانجام نرسيده اند . سوال اصلي که مطرح می شود اين است که آیا پيمانکاران عمومی توانمندی های لازم مدیریت پروژه را جهت اجرای پروژه های محوله دارا می باشند ؟ به تبع این سوال، سوالات دیگر نيز مطرح می شوند : چه سطحی از توانمندیهای مدیریت در شرکتهای پيم انکاری عمومی مستقر شده است؟ در کدام قسمت ها نقاط ضعف مشکهده می شود؟ اقدامات بهبود دهندة وضعيت فعلی کدامند؟ و اساساً شرکتهای پيمانکاری عمومی در چه سطحی از بلوغ سازمانی مدیریت پروژه قرار گرفته اند؟ بنابراین ضروری به نظر می رسد که سازمانها در گام اول یک خود ارزیابی صحيح و بدور از خود بزرگ بينی با استفاده از استانداردهای معتبر داشته و سپس نقاط ضعف سيستمی خود را با استفاده از گامهای اشاره شده در استانداردهای متداول و مطرح در دنيا بهبود بخشند که در این راستا و با توجه به نقاط قوت استاندارد OPM3 که در بالا بدآنها اشاره شده است، بکار گيری این مدل در شرکتهای پيمانکاری عمومی توجيه پذیر می باشد. ضمناً ضرورت بکارگيری این مدل در شرکتهای پيمانکاری عمومی با توجه به لزوم حضور گستردة این شرکتها در پروژه های نفت، گاز، پتروشيمی و نيرو و نيز با توجه به کمبود منابع مالی/ نيروهای متخصص و منابع سخت افزاری و نرم افزاری دو چندان می باشد.
برگرفته از " ضرورت بکارگيری مدل بلوغ سازمانی مدیریت پروژه در شرکتهای پيمانکاری عمومی"
نوشته بهروز بهمن زنگي bahmanzangi@yahoo.com با اندکی ویرایش






